Sunday, July 12, 2009


معرفي نمايش
نام نمايش: اهل قبور


نويسنده و كارگردان: حسين كياني
بازيگران: فريده سپاه منصور، الهام پاوه نژاد، سيامك صفري، شهرام حقيقت دوست، اميررضا دلاوري، رويا ميرعلمي و ...
«اهل قبور» هم مانند كار قبلي كياني – بيداري‌خانه نسوان - در زمان معاصر اتفاق مي‌افتد، شايد خيلي نزديك‌تر به زمان حال و حكايت مردماني از طبقه متوسط و پايين جامعه است كه به احترام، اجبار يا اطاعت از بزرگ خانواده (معمار هاني) راه امرار معاش را به اشتباه انتخاب كرده‌اند و حالا براي پايمال نشدن حقوق و زحمتشان بيهوده دست و پا مي‌زنند.
طنز تلخ نمايش، بازي روان بازيگران (و گهگاه تپق‌هايشان) لبخند به لب تماشاگر مي‌آورد و البته تماشاگران خوشحال‌تر را به قهقهه مي‌اندازد. صرف‌نظر از پايان نامناسب و كمي هم طولاني بودن نمايش، سرآشپز پيشنهاد مي‌كند اگر بعد از هفته‌ها مرور اخبار سياسي دلتان مي‌خواهد كمي لبخند بزنيد و به يادتان بيايد كه روزگاري اين شهر تئاتر شهري داشت كه عصرهاي تابستان و غروب‌هاي زمستان را در آن سر مي‌كرديد به ديدن اين نمايش در چهارسو برويد.
اگر به زندگي عادي خود برگشته‌ايد به ديدن آن برويد، اگر هم مثل سرآشپز هنوز دست و دلتان به هيچ كار نمي‌رود باز هم آن را ببينيد و پيش از ديدن نمايش ديگراني را كه روال عادي زندگي را از سر گرفته‌اند تماشا كنيد.




Friday, March 13, 2009


معرفي نمايش

نام نمايش: كوكوي كبوتران حرم
نويسنده و كارگردان: عليرضا نادري
بازيگران: افسانه ماهيان، بهناز جعفري، ناهيد مسلمي، پريسا مقتدي، شهره سلطاني، نوشين حسن‌زاده، نسيم ادبي، سهيلا صالحي، پونه عبدالكريم‌زاده، شبنم مقدمي، ژاله صامتي و فهيمه امن‌زاده



«ما پسران اين سرزمين چون نسيم آمديم و چون باد مي‌رويم .... اما دختران اين سرزمين آمدند، رنج بردند، گريستند و مردند ! »
از متن بروشور نمايش

"کوکوی کبوتران حرم" داستان سفر چند زن به مشهد است كه با يكي از تورهاي زيارتي زنانه آمده‌ و در يكي از زائرسراها اقامت كرده‌اند. 12 زن كه هركدام مشكلات خود را دارند و به حرم امام رضا پناه آورده‌اند.
نمايش در سالن چهارسو اجرا مي‌شود و طراحي صحنه از ابتداي ورود تماشاگر را متعجب مي‌كند. يك شيشه تماشاگران را از بازيگران جدا كرده و روي هر صندلي براي گوش كردن هدفون گذاشته بودند. در واقع شما نمايش را از شيشه پنجره طبقه پنجم زائرسرا نگاه مي‌كنيد. شيشه اين پنجره نشان مي‌دهد كه مردان براي ورود به دنياي زنانه هميشه با مانع مواجهند و ايده بسيار جالب هدفون هم همين مخفيانه گوش كردن به حرف‌هاي زنانه بود، زن‌هايي كه 9 نفر آن‌ها با هم فاميل بودند. بازي خوب بازيگران، مخصوصا شبنم مقدمي، بهناز جعفري و افسانه ماهيان يكي ديگر از جذابيت‌هاي نمايش بود. يكي از مشكلاتي كه نمايش داشت، تعدد بازيگران و قصه‌هاي آن‌ها بود كه باعث مي‌شد فقط گوشه‌اي از آن طرح شود و تماشاگر همچنان كنجكاو جزئيات بيشتر بماند.

سرآشپز به لطف دو دوست موفق به ديدن اين نمايش خوب شد كه انگار آخرين فعاليت فرهنگي- هنريش در سال 87 بود. به اميد ديدن نمايش‌‌هاي بهتر در سال جديد.

کوکوی کبوتران حرم ،پرواز کبوترانی عاشق بربام تئاتر ایران
نگاهي به نمايش"کوکوي کبوتران حرم"




Tuesday, March 03, 2009


معرفي دو فيلم
نام فيلم: خيلي وقت است كه دوستت دارم / Il y a longtemps que je t'aime/2008
كارگردان: فيليپ كلودل
بازيگران: كريستين اسكات توماس، السا زيلبراشتاين

جوليت 15 سال به دليل قتل فرزندش در زندان بوده و پس از آزادي با خواهر كوچكترش، لئا مواجه مي‌شود. لئا استاد دانشگاه است، ازدواج كرده و دو دختر را به فرزندخواندگي قبول كرده و زندگي خوبي دارد. او سعي مي‌كند كه جوليت سرد و تلخ را به زندگي عادي بازگرداند و ....
فيلم با مشخصه‌هاي معمول فيلم‌هاي فرانسوي كمي كند، اما عميق و تأثيرگذار است و جايزه بهترين فيلم غيرانگليسي بفتاي 2009 را از آن خود كرده است.

نام فيلم: 5x2/2004
كارگردان: فرانسوا اوزون
بازيگران: والريا بروني تدسچي، استفان فريس


فيلم از آخرين صحنه زندگي مشترك يك زوج شروع مي‌شود و در 5 مرحله به عقب باز مي‌گردد تا آشنايي اين زوج. در هر مرحله مهم‌ترين اتفاقات در زندگي آن دو را بدون شاخ و برگ اضافه نمايش مي‌دهد. طلاق، ميهماني، تولد كودك، مراسم ازدواج و شروع رابطه. فيلم هرچه به عقب‌تر برمي‌گردد سؤل‌هاي ذهن تماشاگر را پاسخ مي‌دهد تا جايي كه در انتها بيننده مطمئن مي‌‌شود كه جدايي بهترين راه براي اين زوج بوده است. بعضي خراش‌ها، دلشكستگي‌ها و فروريخته شدن ديوارهاي اعتماد هست كه جايي ته ذهن مي‌مانند و ترميم نمي‌شود يا سرآشپز اين‌طور فكر مي‌كند. فيلم در ظاهر مرد را مقصرتر به تصوير مي‌كشد، اگر كمي به دلايل و احساسات او هم مي‌پرداخت، قضاوت تماشاگر عادلانه‌تر مي‌شد.

حالا ديگر پايان رابطه است – پندار
فیلم از آخرین صحنه‌ی زندگی مشترک زن و مرد یعنی طلاق شروع می‌شود و بعد با فلش‌بک‌هایی که بیننده را هیچ اذیت نمی‌کند به عقب بر‌می‌گردد ...
فیلم 5x2-سينما پاراديزو
در فیلم نشان می‌دهد که رویدادهای مختلف و حتی گاه جزئیات کوچک در زندگی مشترک تا چه حد می‌تواند تاثیر گذار باشد...




Tuesday, February 17, 2009



چهار‌ سال
گذشته از وقتی که قرار شد یه وبلاگِ گروهی داشته باشیم. چهار نفر بودیم اول، که خب وقتی شروع کردیم فقط شده بودیم سه‌تا. – داستانِ افتتاحیه اینجا هست - اول‌ش قرار نبود پیاز‌داغ این شکلی باشه که الان هست! اما خب یه مدت که بعد از افتتاح داشت خاک می‌خورد یکی از سر‌آشپزها همه رو غافلگیر کرد و از فیلم نوشت و .. بعدش از تئاترها و کنسرت‌هایی که رفتیم گفتیم ... گاهی حوصله نمی‌کردیم و خیلی‌هاش هم ننوشتیم.. اما خب پیاز‌داغ، برای خودمون دستِ کم آرشیو روزهایی‌ه که کنار هم بودیم و وقتایی که مثلِ امروز ورق‌ش می‌زنیم، کلی یاد ایام می‌شیم ...
...
بیشتر حرفها رو آشپز بزرگتر گفته خیلی چیزی نمی مونه که اضافه بشه جز اینکه یک آرشیو خوب داریم و خاطراتی که پشت این فیلم دیدنها هست.تولدش مبارک.
...
خب این هم بلاخره بعد از چهار سال یه پستِ دسته جمعی بوده که هر سه سر آشپز در اون شریک بودن. یکی‌شون زحمت عکس رو کشیده و اون دوتای دیگه یاد ایام‌هاشون و نوشتن ...




Saturday, February 14, 2009


معرفي نمايش
نام نمايش: شكار روباه
نويسنده و كارگردان: علي رفيعي
بازيگران: سيامك صفري، ستاره اسكندري، هومن برق‌نورد، سهيلا رضوي، علي سليماني، پانتهآ بهرام، افشين هاشمي و ...

نمايش درباره زندگي آغامحمدخان قاجار است، از وقتي كه خاندان زند او را عقيم مي‌كنند و او تبديل مي‌شود به موجودي ظالم و پر از كينه. عمه آغا محمدخان كه عروس خاندان زند است او را تشويق مي‌كند كه انتقام قوم قاجار را از زنديان بگيرد و سلطنت تشكيل دهد. برادركشي شروع مي‌شود و ...
اگر كتاب «خواجه‌ي تاجدار» را خوانده‌ايد، در تمام طول نمايش همان كتاب برايتان مرور مي‌شود. تاريخ نه چندان دور ايران كه علي رفيعي با تيزهوشي روايت جذابي از آن را به صحنه كشيده است. نمايش شكار روباه دو ساعت و نيم و بدون استراحت اجرا مي‌شود، اما تماشاگر بدون خستگي از ابتدا تا پايان حوادث را دنبال مي‌كند.
سبك متفاوت روايت نمايش، طراحي صحنه و لباس، نوع خاص گفتار در نمايش و بازي‌هاي قوي گروه يك داستان تاريخي را قابل باور و دوست داشتني كرده است. تاريخي كه هر كدام از تماشاگران در طول نمايش بارها به خود خواهند گفت چه‌قدر تكرار مي‌شود و هربار فراموش مي‌شود.

تويي كه شكار مي‌شوي



معرفي فيلم
نام فيلم: کتاب‌خوان/ The Reader/2008
كارگردان: استفان دالدری
بازيگران:کیت وینسلت، رالف فاینس، دیوید کراس

فیلم کتاب‌خوان فیلمی‌ست چالش بر‌انگیز درباره عشقِ نوجوانی دبیرستانی و زنی جوان – کیت وینسلت- که به هیچ قیمتی حاضر به فاش کردن رازِ شخصی خود نیست... بعد از مدتی رابطه‌ی آنها ناگهان تمام می‌شود و سال‌ها بعد، پس از جنگ جهانی دوم، زن جوان که متهم به انجام جنایت جنگی است در حال محاکمه است و نوجوان که اکنون دانشجوی رشته‌ی حقوق است در دادگاه با هم روبرو می‌شوند و ...

این فیلم در ۵ رشته نامزد دریافت جایزه اسکار شده است.

سر‌آشپز، فیلم بیمار انگلیسی را دوست داشت. رالف فاینس کتاب‌‌خوان هم کمی شبیه رالف فاینس بیمار انگلیسی‌ست ..
سر‌آشپزاین روزها اشکش دم مشک‌اشِ انگار! وقتی رالف فاینس شروع به خواندن کتاب‌ها و ضبط صدای خودش کرد ... خب اشک‌ها بی‌اختیار سرازیر شدند.
***
فيلم كتابخوان بر اساس رماني از «برنهارد شلينگ» كه در ايران با نام «برايم كتاب بخوان» ترجمه شده ساخته شده است. كارگردان در به تصوير كشيدن آنچه نويسنده در كتاب نوشته است بسيار موفق بوده و فيلم هم مانند كتاب بسيار تأثيرگذار است.




Friday, January 16, 2009


معرفي دو فيلم
نام فيلم: راه انقلابي / Revolutionary Road/2008
كارگردان: سام مندس
بازيگران: كيت وينسلت، لئوناردو دي‌كاپريو
فيلم بر اساس رماني به همين نام ساخته شده و داستان زندگي زوج جواني (فرانك و آوريل) را، بيان مي‌كند كه در اواسط دهه 50 ميلادي در حومه يكي از شهرهاي آمريكا با دو فرزندشان زندگي مي‌كنند. فرانك در يك اداره شغل كسل‌كننده‌اي با درآمد نسبتا خوب دارد و آوريل زن خانه‌داري است كه هنوز در حسرت و آرزوي اين‌كه روزي هنرپيشه خوبي شود. آنها براي تغيير وضعيت يكنواخت زندگي خود تصميم مي‌گيرند براي زندگي به پاريس بروند. اما به فرانك پيشنهاد كاري بهتري مي‌شود و آوريل ....
راه انقلابي را بايد ديد و بحران‌هاي يك ازدواج نامناسب را حس كرد. آدم‌هايي كه در تله زندگي افتاده‌اند و مي‌ترسند از تغيير و بين اميد و نااميدي تاب مي‌خورند.
كيت وينسلت براي بازي در اين فيلم برنده جايزه بهترين بازيگر نقش اول زن در گلدن گلوب شد. سال‌ها از زمان فيلم پر سر و صداي تايتانيك گذشته و به نظر مي‌رسد حالا آنچه وينسلت را متمايز ساخته، جذابيت‌هاي ظاهري 11 سال پيشش نيست، بازي خوبي است كه از خود نشان مي‌دهد.

نام فيلم: بچه اشتباهي / Changeling/2008
كارگردان: كلينت ايستوود
بازيگران: آنجلينا جولي، گاتلين گريفيث، جيسون باتلر هارنر، جان مالكوويچ
كلينت ايستوود، اين فيلم را براساس وقايع سال 1920 لوس آنجلس ساخته است. زني (كريستين) كه در مخابرات شهر كار مي‌كند همراه فرزندش زندگي آرامي دارند تا اين‌كه پسرش ناپديد مي‌شود. پس از چندين ماه پليس شهر پسرش را به او برمي‌گرداند اما آن پسر، فرزندش نيست. كريستين اين موضوع را به پليس مي‌گويد اما آنها او را به رواني بودن متهم مي‌كنند و ...
فيلم بچه اشتباهي طولاني است، حدود دو ساعت و ربع و با اين‌كه فضاها از نظر تاريخي بسيار به واقعيت نزديك است اما بازي آنجلينا جولي كمي تصنعني است. به نظر مي‌آيد زيبايي غيرطبيعي چهره او اين‌بار به موفقيتش كمك نكرده است يا سرآشپز اين‌طور گمان مي‌كند.

بچه اشتباهی




Friday, January 09, 2009


معرفي دو فيلم
نام فيلم: مهمان / The Visitor/ 2007
كارگردان: توماس مك كارتي
بازيگران: ريچارد جنكينز، هائز سليمان، هيام عباس

فيلم درباره استاد دانشگاهي است كه همسرش را از دست داده و تنها پسرش نيز در لندن زندگي مي‌كند. او زندگي بي‌هوده‌اي را دنبال مي‌كند تا اين‌كه براي شركت در كنفرانسي به نيويورك سفر مي‌كند و در آپارتمانش به زوج مهاجري بر مي‌خورد. پسر جوان اهل سوريه است و دوست دخترش اهل سنگال. پسر طبل مي‌زند و والتر (استاد دانشگاه) پس از مدت‌ها مي‌فهمد كه نواختن طبل را به نواختن پيانو كه در آن هيچ استعدادي ندارد ترجيح مي‌دهد و زندگيش رنگ جديدي مي‌گيرد. اما اداره مهاجرت، تارك (پسر سوري) كه اجازه اقامت در آمريكا ندارد دستگير مي‌كند و والتر كه حالا درگير اين ماجرا شده، با مادر تارك آشنا مي‌شود. پايان فيلم اگرچه شاد نيست اما زيبا و واقعي است.

این فیلم آرام را در شب‌های وحشتناک بمباران غزه ببینید (امير قادري):آدم وقتی می‌فهمد آرمان‌شهر اغلب مردها و زن‌های دنیا، حتی اگر خودشان ندانند!، یکی است: نشستن پشت یک میز شام، در شرایطی که بتوانند در کمال صداقت به چشم‌های هم نگاه کنند و حرفی برای گفتن داشته باشند ...

نام فيلم: باهم، فقط همين /(ensemble, c'est tout (Hunting & Gathering/ 2007
كارگردان: كلود بري
بازيگران: اودري تاتو، یوم کانه، لوران استوکر، فرانسواز برتن

كامیل که شغلی به عنوان نظافتچی پیدا کرده، در طبقه زیر شیروانی آپارتمانی بزرگ زندگی می کند. یک شب با یکی از ساکنان آنجا به اسم فیلبرت آشنا می شود. به زودی رابطه ای دوستانه میان آن دو شکل می گیرد و فیلبرت بعد از بیماری کامیل از او می خواهد تا در آپارتمان وی زندگی کند. اما فیلبرت با فرانک نیز هم‌خانه است و به نظر می رسد فرانک از این اتفاق چندان خوشحال نیست...
فيلم بر اساس رمان «آنا گاوالدا» نويسنده فرانسوي ساخته شده است. در ايران از اين نويسنده مجموعه داستان «دلم مي‌خواست كسي جايي منتظرم باشد» ترجمه شده است. سرآشپز اين كتاب را از آشپز غيرفعال اين وبلاگ هديه گرفته و بيش از آنچه فكر مي‌كرد از خواندنش لذت برد. اگر اين فيلم را هم نديديد، كتاب را بخوانيد.